سفارش تبلیغ
صبا ویژن
«و هر که حکمت یابد، خیری فراوان یافته است» ـ می فرماید : مقصود فرمانبرداریاز خدا و شناخت امام است . [امام صادق علیه السلام ـ درباره گفتار خدای]
کل بازدیدها:----256243---
بازدید امروز: ----7-----
بازدید دیروز: ----70-----
ولادت حضرت زینب - زینب کبری س
 
 
  • درباره من
  • لوگوی وبلاگ
    ولادت حضرت زینب - زینب کبری س

  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
  • لینک دوستان من
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
  • آوای آشنا
  • زینب علیهاالسلام؛ در زمره صابران
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 11:3 صبح

    زینب علیهاالسلام؛ در زمره صابران

    از جمله اوصاف حمیده و اخلاق پسندیده، صفت جلیله «صبر» است. عارفی می‌گوید: هر که را صبر نباشد، به هیچ مقامی نتواند رسید.»

    هر کس به هر درجه و مقام رسید، به واسطه صبر بود.(1) و هر که دست از دامن آن برداشت از کمالات محروم شده است؛ لذا حضرت علی علیه السلام فرمود: «الصّبر نصف الایمان.»(2)

    و در روایت دیگری آمده است: «الصبر رأس الایمان.»(3)

    صبر، سه مرتبه دارد: صبر بر مصیبت؛ صبر بر اطاعت حضرت حق، صبر بر ترک معصیت. و برای هر یک از این مراتب، اجری وارد شده است. چنانچه در حدیثی آمده است:

    «قال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم: «الصّبر ثلاثة(4) صبر عندالمصیبة و صبر عند الطاعة و صبر عند المعصیة.

    فمن صبر علی المصیبة حتّی یردّها بحسن عزائها، کتب‌الله له ثلاث مائة درجة، ما بین الدّرجة الی الدّرجة الی الدّرجة کما بین السّماء والارض.

    و من صبر علی الطّاعة کتب‌الله له ستّمائة درجة؛ ما بین الدّرجة الی الدّرجة کما بین تخوم الارض الی العرش.

    و من صبر علی المعصیة کتب‌الله له تسعمائة درجة؛ ما بین الدّرجة الی الدّرجة کما بین تخوم الارض الی منتهی العرش»

    (5)؛ صبر سه قسم است؛ صبر هنگام مصیبت، و صبر بر طاعت، و صبر از معصیت؛ پس آن که صبر بر معصیت کند، خدای تعالی برای او سیصد درجه  واجب می‌فرماید، و میان هر درجه‌ای تا درجه دیگر به اندازه میان آسمان تا زمین است. و آن که صبر بر طاعت کند برای او ششصد درجه واجب می‌گرداند، و میان هر درجه تا درجه‌ای به اندازه فاصله زمین تا عرش می‌باشد. و آن که صبر بر معصیت کند برای او نهصد درجه واجب می‌دارد، مثل فاصله زمین تا انتهای عرش.

    این مقامات برای صابرین مقرّر شده، ولی می‌شود بعضی از صابران به واسطه امتیازات و خصوصیات در مقدار و کیفیّت «صبر»، اجر و ثواب بیشتری داشته باشند.

    صبر سه قسم است؛ صبر هنگام مصیبت، و صبر بر طاعت، و صبر از معصیت؛ پس آن که صبر بر معصیت کند، خدای تعالی برای او سیصد درجه  واجب می‌فرماید، و میان هر درجه‌ای تا درجه دیگر به اندازه میان آسمان تا زمین است. و آن که صبر بر طاعت کند برای او ششصد درجه واجب می‌گرداند، و میان هر درجه تا درجه‌ای به اندازه فاصله زمین تا عرش می‌باشد. و آن که صبر بر معصیت کند برای او نهصد درجه واجب می‌دارد، مثل فاصله زمین تا انتهای عرش.

    حضرت ایوب از جمله کسانی بود که در زمان احاطه بلایا با کمال ثبات صابر بوده، ولی چون آن حضرت نهایت این مقام را نداشت وقتی مسئله ناموس در میان آمد، رشته صبر گسیخته و با عجز و ناله متوجه درگاه خداوند شده و عرض کرد: "و ایوب اذ نادی ربّه انّی مسّنی الضّرّ و انت ارحم الرّاحمین."(6)

    ولی وجود مقدّس امام حسین و  حضرت زینب علهیما‌السلام دارای کمال این مقام بودند. ایشان در حقیقت یک روح در دو بدن بودند. حضرت سیّدالشهدا این قدر صبر نمود تا جایی که در زیارت ناحیه وارد شده: «قد عجبت من صبرک ملائکة السّماوات»(7)؛ به راستی فرشتگان آسمان‌ها از شکیبایی تو به شگفت آمدند.

    و حضرت زینب علیهاالسلام در جمیع مصایب، شریک برادر بود و در هر حال صابر بود.

    صبر در مصیبت: هر کس محبّتش به هر چه زیادتر، مفارقت و جدائیش دشوارتر خواهد بود و چون حضرت زینب ‌علیهاالسلام در این عالم علاقه او منحصر به حضرت سیّد‌الشّهدا بود پس مفارقت او به اندازه علقه و وابستگی به او و صبر بر چنین مصیبتی، نهایت ندارد. و شاهد بر این علاقه این است که از همه زندگیش گذشت و همراه برادر شد و در شهادت دو طفل خود، ابداً گریه ننموده است! ولی در شهادت علی اکبر علیه‌السلام، چون منظور نظر برادر بود، چنان متأثر شد که خود را گم نموده بود. ولی محبّت حسینی بود که او را منقلب نموده است.

    صبر بر اطاعت: تمام لحظات عمر حضرت زینب علیهاالسلام در عبادت و اطاعت صرف شده و در همه این حالات صابر بوده است.

    صبر بر ترک معصیت: چون حضرت به مقام عصمت رسیده بود؛ ترک گناهان می‌نمود.

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- بحارالانوار، ج 78، ص 45.

    2- «شکیبایی یک نیمه از ایمان به خدا و پیغمبران و آخرت است» شهاب الاخبار، ص 55؛ جامع الصغیر، ج 2، ص 113/ الترغیب و الترهیب، ج 4، ص 277/ شرح ابن ابی الحدید بر نهج‌البلاغه، ج 1، ص 319/ المستدرک علی الصحیحین، ج 20، ص 446/ ارشاد القلوب، ص 127/ الدر المنثور، ج 1، ص 66.

    3- کافی، ج 2، ص 87/ جامع‌الاخبار، ص 136/ بحارالانوار، ج 71، ص 67/ غررالحکم، ج 1، ص 21. «صبر، سّر ایمان است».

    4- بحار الانوار، ج 1، ص 77/ کافی، ج 1، ص 91.

    5- کافی، ج 2، ص 75/ جامع‌الاخبار، ص 135/ منتخب کنز العمال، ج 1، ص 208/ جامع الصغیر، ج 2، ص 114.

    6- سوره انبیاء (21) آیه 83 .

    7- بحارالانوار، ج 98، ص 240/ مصباح الزائر، ص 121 و 124.

    منبع:

    کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • زینب علیهاالسلام و مقام شفاعت
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 11:1 صبح

    زینب علیهاالسلام و مقام شفاعت
    از جمله مقامات رفیع و درجات والای حضرت زینب علیهاالسلام، مقام «رضا» و «تسلیم» است. و این دو فضیلت از فضایل شریفی است که به دست آوردنش بسیار مشکل‌ است؛ چرا که رضا به قضای خداوند و تسلیم شدن به هر چه از جانب خدای واحد رسد و از صمیم قلب به آن رضا دادن بسی دشوار و مشکل است .

    مظهر نهایت این دو مقام، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده و لذا انبیای گذشته، چون به نهایت رضا و تسلیم موجود در نفس خود می‌رسیدند به طاغیان و سرکشان امّت خود نفرین می‌نمودند، ولی وجود اقدس نبوی صلی‌الله علیه و آله و سلم با آن همه اذیّت‌های جسمانی و لطمات روحانی که بر او وارد می‌شد؛ به جز سر تسلیم پیش نهادن و به قلب سلیم استقبال نمودن، چیزی از ایشان بروز نمی‌کرد، بلکه همیشه برای ظالمین طلب هدایت می‌نمود، و چون آن حضرت به این مقام از «رضا» و «تسلیم» رسید، حضرت حق نیز راضی شد که هر چه از او طلب نماید به او عطا فرماید، و هر قدر شفاعت فرماید به او ببخشاید: "و لسوف یعطیک ربّک فترضی"(1)

    و پس از آن حضرت، این دو مقام به اهل‌بیت ایشان رسید.

    حضرت زینب علیهاالسلام به واسطه همین ثبات و وقار، گوی سبقت را از حضرت ابراهیم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتی بدن حضرت سیّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:

    «خداوندا! این قربانی را از آل محمّد قبول فرما.»

    ایشان در این کلام، نهایت معرفت و تسلیم و رضای خود را ظاهر می‌فرماید.

     

    از جمله، حضرت زینب علیهاالسلام، در نهایت این مقام، از جدّ بزرگوار خود پیروی نمود، چنانچه در سفر کربلا و کوفه و شام که آن مصائب بر آن مظلومه وارد شد، در مقام رضا و تسلیم بود.

    اگر ایشان اراده به خرابی عالم و نزول عذاب تعلق می‌گرفت، هر آینه واقع می‌شد؛ ولی خواست که ثبات مقام «تسلیم» و «رضا» را بر عالمیان واضح و هویدا نماید. چنانچه زمانی که ابن سعد در فکر این بود که خانواده محمّدی صلی‌الله علیه و آله و سلم را به کلّی از روی زمین منقرض کند و دستور به آتش زدن خیمه‌ها داد. ولی غافل از این که زمین از انوار محمّدیّه خالی نخواهد ماند:

    "و یابی الله الّا ان یتمّ نوره."

    حضرت زینب علیهاالسلام آمد خدمت حضرت سجّاد علیه السلام و کسب تکلیف نمود و عرض کرد: «تکلیف ما زن‌ها چیست؟» حضرت فرمود: «علیکن بالفرار»؛ فرار کنید.

    چون حضرت از جواب حضرت سجّاد علیه‌السلام فهمید که رضای خداوند به بقای آن‌ها است، زنان را به فرار امر کرد ولی برای خلاصی حضرت سجّاد، از آن حضرت مدافعه می‌نمود. چنانچه از حمید بن مسلم نقل شده که هر قدر آتش به او نزدیک می‌شد ابداً اعتنایی نمی‌نمود.

    به واسطه همین ثبات و وقار، گوی سبقت را از حضرت ابراهیم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتی بدن حضرت سیّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:

    «خداوندا! این قربانی را از آل محمّد قبول فرما.»

    در این کلام، نهایت معرفت و تسلیم و رضای خود را ظاهر می‌فرماید.

    زینب علیهاالسلام و مقام شفاعت

    چون حضرت زینب به این مقام از رضا رسید، خداوند متعال آنقدر از گناه‌کاران را به آن حضرت می‌بخشد که تا راضی شود.

     

    پی‌نوشت‌:
    1- سوره ضحی (93)، آیه 5.

    منبع:

    کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • سفرهای هشتگانه زینب کبری علیهاالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:59 صبح

    سفرهای هشتگانه زینب کبری علیهاالسلام
    تن دادن به کوران سفرها، از جهتی لازمه ترقی و تکامل انسان است، و این مرحله آزمودگی و سازندگی، ارمغان‌ها به دنبال دارد، چنان ‌که یک راز آزمودگی و آبدیدگی قهرمان داستان ما حضرت زینب علیهاالسلام را همین معنی باید دانست، و همین مسافرت‌ها و تحولات و برخوردهای پرورش ‌دهنده و سازنده بود که از دختر علی علیهماالسلام عنصر آگاه و مقاوم و شجاعی به‌ وجود آورد، که بتواند رسالت بسیار عظیم الهی و ماندگار خویش را در زندگی خود لباس عمل بپوشاند.

    بدین لحاظ، مناسب خواهد بود که به مسافرت‌های هشت‌گانه حضرت زینب علیهاالسلام به ‌طور خلاصه مروری داشته باشیم:

     

    1- از مدینه به کوفه
    در سال 36 هجری، که حدود 30 سال از عمر زینب علیهاالسلام می‌گذشت، این بانوی بزرگ، به همراه پدر و سایر اعضاء خانواده خود وطن اصلی خویش «مدینةالرّسول» را ترک نمود، و در حالی که با عزت و جلال همچون شمعی پروانگان برادرها و کسان خود را گرد خویش داشت، و نیز «عبدالله» شوهر عالی‌مقام او، وی را همراهی می‌کرد، به «کوفه» مرکز حکومت اسلامی سفر کرد.

    در آن‌ روز علی علیه السلام پیشوای بزرگ اسلام - شهر کوفه را که در سال 17 هجری تأسیس یافته بود - بدین جهت که نسبت به قلمرو جهان اسلام مرکزیت داشت به عنوان «مرکز حکومت اسلام» برگزیده بود، و خود بر جهان پهناور سرزمین اسلامی فرمان می‌راند، و قهراً زینب هم که در آن مرکز بزرگ زندگی می‌کرد، از طرفی از امکانات مرتب و آبرومندانه آن بهره می‌جست، و زندگی شرافتمندانه‌ای داشت، و از طرف دیگر با استفاده از آن امکانات و مخصوصاً دارایی و توانایی شوهر بزرگوار خویش، می‌توانست برای بیچارگان و نیازمندان جامعه، مشکل‌گشای موثری باشد.

    آری، «این مسافرت زینب» حدود پنج سال طول کشید، و در این مدت دختر بزرگ امیرالمومنین، از طرف بزرگان و مردان نظامی و سیاسی، مورد احترام فراوانی بود، خانه او برای بیچارگان و تهیدستان و فقراء و افراد ناتوان اجتماع مأمن و پناهگاه مطمئنی بود، و حتی بانوان افراد ثروتمند و سرشناس کوفه هم، برای تحصیل علم و آموختن تفسیر قرآن و آشنایی با معارف نورانی اسلام، در کلاس‌های درس و تفسیر او شرکت می‌جستند و زینب مرجع دینی بانوان و آموزگار آنان محسوب می‌گردید.(1)


    مدت اقامت هشت روزه سفر زینب به کوفه که به خاطر سختی‌ها و تلخی‌های فراوان، بسیار دردناک و طاقت‌فرسا بود، و به اندازه ماه‌ها جلوه می‌کرد، سپری شد، و آن‌طور که از تاریخ به دست می‌آید، با پیمودن سیزده روز فاصله بین کوفه و شام، در روز اول ماه صفر سال 61 هجری، آن حضرت با کاروان اسیران خاندان پیغمبر، به شهر شام وارد شدند.

    2-  از کوفه به مدینه
    مدت اقامت و سکونت زینب کبری علیهاالسلام در کوفه، حدود پنج سال بیشتر طول نکشید، و علی علیه السلام پدر زینب به خاطر به کارگیری دقیق احکام دین و اجرای عدالت، به دست «ابن ملجم» جنایت‌کار، در محراب مسجد کوفه در شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری مجروح شد، و بعد از سه روز شربت شهادت نوشید، و زینب و سایر فرزندان و بازماندگان خود را به سوگ دردناکی نشانید.

    آنگاه هم که امام حسن برادر بزرگ زینب علیهماالسلام عهده‌دار امامت و خلافت اسلامی گردید، از این موقعیت شش ماه بیشتر نگذشت که امام حسن علیه السلام به خاطر نامساعد بودن اوضاع جامعه برای مبارزه با «معاویه» و قطع کردن ریشه فساد و تباهی، وی ناچار شد «صلح پیشنهادی معاویه» را بپذیرد، و پس از صلح هم چون از طرفی برای ماندن در کوفه ضرورتی احساس نمی‌شد، و از طرف دیگر از سوی معاویه و عناصر پیمان شکن و خود فروخته، برای خود احساس خطر می‌کرد، ناچار امام حسن علیه السلام به ‌همراه سایر «بنی‌هاشم» و بستگان خود، و از جمله زینب علیهاالسلام، کوفه را ترک گفت، و به «شهر مدینه» باز گشتند.

     

    3- از مدینه به مکه
    زینب علیهاالسلام پس از بازگشت از کوفه، حدود ده سال در مدینه پیامبر صلی الله علیه و آله که همگان بدان عشق می‌ورزند اقامت گزید، از طرفی به زندگی تقریباً آرامی دست یافت و از طرف دیگر شاهد کارشکنی‌های دشمنان و محرومیت و مظلومیت برادرش امام حسن علیه السلام و سرانجام مسمومیت او به دست مزدور معاویه - همسر آن حضرت - و خلاصه شهادت آن امام معصوم بود، و در غم از دست دادن برادر سوگوار گشت.

    اما طولی نکشید که در شب یکشنبه 28 رجب سال 60 هجری به همراه کاروان برادر خود امام حسین علیه السلام بر اساس یک مسئولیت الهی، هجرت و مسافرت خود را از مدینه آغاز کرد، و پس از 6 روز طی مسیر، در سوم شعبان همان سال به مکه وارد گردید.(2)

    البته توجه داریم که اکنون سن و سال زینب علیهاالسلام به حدود 55 سال رسیده است و دارای همسر و پنج فرزند است، و ممکن است این معنی در ذهن بعضی مورد سوال قرار گیرد که با وجود این که زینب علیهاالسلام این‌گونه تن به مسافرت و آوارگی می‌‌دهد، با تکلیف و مسئولیت خود در برابر شوهر و خانواده چه می‌کند؟ و آیا این‌گونه زندگی کردن او موجب ناراحتی شوهر را فراهم نمی‌آورد؟!

    مدت اقامت حضرت زینب در مکه و کنار حرم الهی، به همراه کاروان خاندان امام حسین علیه السلام  و بنی‌هاشم، چهار ماه و پنج روز طول کشید، و این مدت با وضع مجلل و آبرومندانه و قهرمانانه‌ای برگزار شد.

    اضافه بر این که موضوع برتر و مهم‌تر، بودن «مسئولیت الهی» و مبارزه و هجرت در راه خداوند، و حفظ دین و عقیده و اطاعت از امام، سایر مسئولیت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌‌دهد، و هر انسان مومنی را وادار می‌سازد که به رسالت سنگین خود، که خدا و دین بر عهده او گذاشته است رفتار نماید، و این موضوع سوال راجع به نحوه زندگی حضرت زینب علیهاالسلام را حل می‌کند، ولی آن‌طور که تاریخ گواهی می‌‌دهد، امام علی به هنگام عقد ازدواج زینب علیهماالسلام با «عبدالله» از جمله دو شرطی را که با وی برقرار کرده بود، این بود که: «هر گاه امام حسین علیه السلام بخواهد به مسافرتی برود، و زینب علیهاالسلام را بخواهد به ‌همراه خود ببرد، عبدالله موافقت کند و مانع آن نگردد.(3)

    روی این حساب، این مشکل به‌ وسیله «شرط ضمن عقد» هم برطرف گردیده، و از این ناحیه، جای سوال و ابهامی باقی نمی‌ماند.

     

    4- از مکه به سوی عراق
    مدت اقامت حضرت زینب در مکه و کنار حرم الهی، به همراه کاروان خاندان امام حسین علیه السلام  و بنی‌هاشم، چهار ماه و پنج روز طول کشید، و این مدت با وضع مجلل و آبرومندانه و قهرمانانه‌ای برگزار شد. حضرت حسین علیه السلام به عنوان یک قیام الهی علیه حکومت ظلم و ستم سر به صحرا و هجرت و عصیان گذاشته بود، و به ‌همین دلیل خانه «ابن عباس» در مکه، محل سکونت و ملاقات او با مومنین و نیروهای طرفدار او بود و پیوسته محل رفت و آمد و عزت و عظمت بالایی بود و آنچه این عظمت را شکوه بیشتری می‌بخشید، باید در حضور برادران دلاور، خواهران بزرگوار و خلاصه خاندان و یاوران مجاهد حسین بن‌ علی علیهماالسلام دانست.

    بالاخره حضرت حسین علیه السلام تصمیم گرفت مکه و خانه خدا را از روی ناچاری ترک بگوید، زیرا از طرفی می‌بایست مبارزه خود را علیه «حزب اموی» ادامه دهد، و از طرف دیگر ماندن در مکه، به خاطر ناامنی‌ای که دشمن به وجود آورده بود - و حتی بیم ترور امام حسین علیه السلام می‌رفت و مبارزه ناکام می‌ماند - مجاز نبود. بدین خاطر امام حسین و خاندانش و همچنین زینب شجاع، در روز هشتم ذی‌الحجه سال 60 هجری، موسوم به «روز ترویه» در حالی که خروج و مسافرت او موج سوال و نگرانی را در میان حجاج به وجود آورده بود، سرزمین حرم را که همگان بدان شتافته بودند، با یک دینا ایمان و عظمت، به سوی «عراق» که شیعیان او را بدان دعوت کرده بودند، ترک گفت، و زینب نیز همچنان در معیّت این کاروان راه سفر در پیش گرفت.

    البته همانطور که می‌دانیم، مردم کوفه حسین بن علی علیهماالسلام را برای امامت امت اسلام و تشکیل مرکز حکومت و اقامت در آن شهر دعوت کرده بودند، و امام حسین علیه السلام و همراهان هم می‌بایست به کوفه وارد می‌شدند، اما در عین حالی که کاروان مسیر از مکه تا کوفه را از هشتم ذی‌الحجه، در مدت 24روز طی کرده بود، ولی قبل از این که به کوفه وارد شود، در دوازده فرسخی آن شهر، به محاصره ارتش دشمن در آمد و در نتیجه، در روز دوم محرم سال 61 هجری، در سرزمین کربلا به ناچار توقف نمود.

    اما هر چه بود، در طی این سفر هم، حضرت زینب علیهاالسلام در کجاوه آبرومندانه‌ای قرار داشت، و برادران دلاور او و جوانان بنی‌هاشم با احترام و عظمت زیادی از او تجلیل به عمل می‌آوردند.

    5- از کربلا به کوفه
    مسافرت پنجم حضرت زینب علیهاالسلام قصه‌ها دارد، و با همه سفرهایی که تاکنون رفته از هر جهت دارای تفاوت‌هایی است. مدت اقامت زینب در کربلا از 9 روز تجاوز نمی‌کند، محل اقامت زینب را صحرای سوزان کربلا تشکیل می‌‌دهد، فضای آن سرزمین را رعب و وحشت و هیاهوی جنگ و خونریزی فرا گرفته است، زینب با اجبار و اکراه کربلا را ترک می‌گوید، و غیر از این که برای کوچ کردن، دیگر برادران و فرزندان و عزیزان خود را - که آنان را در راه خدا قربان کرده - برای سرپرستی و محافظت در کنار خود ندارد، در چنگال چکمه‌پوشان مزدور و خون‌آشام «حزب اموی» به همراه زین‌العابدین بیمار، و تعدادی از خواهران و دختران و بازماندگان شهیدان کربلا، در قالب کاروان اسیران در روز یازدهم محرم از کربلا به سوی «کوفه» روانه گردید.

    مورخ بزرگ «سید هبة‌الدین حسینی شهرستانی» می‌نویسد: اگر «عمربن خطّاب» اولین کسی بود که «کوفه» را اردوگاه و انبار ذخیره ارتش اسلام قرار داد، علی بن‌ابیطالب علیه السلام هم اولین کسی است که آنجا را «مقر حکومت خویش» قرار داد، و به تعمیر و توسعه و آبادانی و تمدن آن همت گماشت، و کوفه آن‌ روز مرکز حکومت اسلامی علی علیه السلام و مهد قضاوت و علم و کرسی وعظ و خطابه محسوب می‌گردید و در همان روزگاری که حضرت علی، امیرالمومنین بود، دختر او زینب کبری  نیز امیرزاده و امیر کوفه به شمار می‌رفت، و در کنار عظمت برادران بزرگوار، و «عبدالله جعفر» شوهر سرشناس و معروف خود در زمینه سخاوتمندی و کمک به نیازمندان، عظمت و جلال چشم‌گیری داشت.

    عبدالله شوهر و پسرعموی زینب علیهاالسلام به سیّد کریمان و سالار سخاوتمندان معروف بود، و از نظر قدرت و مکنت مالی کسی به پایه او نمی‌رسید، زیرا وی فقط به شخصی به نام «زبیر» یک میلیون درهم قرض داد، و بعد هم تمام طلب خود را به فرزند «زبیر» بخشید!

    موضوع برتر و مهم‌تر، بودن «مسئولیت الهی» و مبارزه و هجرت در راه خداوند، و حفظ دین و عقیده و اطاعت از امام، سایر مسئولیت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌‌دهد، و هر انسان مومنی را وادار می‌سازد که به رسالت سنگین خود، که خدا و دین بر عهده او گذاشته است رفتار نماید.

    خانه زینب در کوفه، پناهگاه بیچارگان و تهیدستان، و حتی محل مراجعه بزرگ  و رجال معروف کوفه بود، چنان که گاهی حضرت علی علیه السلام پدر زینب نیز در همان خانه به میهمانی می‌رفت، و شاید هم آنطور که برخی گفته‌اند: حضرت علی علیه السلام در شب نوزدهم رمضان سال 40 هجری، یعنی شب شهادت خویش نیز در خانه زینب میهمان بود!

    به هر حال، در چنین شهری که روزی مقر حکومت و خلافت علی علیه السلام و سرزمین مجد و عظمت زینب بود، او را به همراه آل رسول، در حالی که تعدادی از کودکان و یتیمان در اطراف آنان حضور داشتند، به ‌صورت اسیران وارد شهر کردند...!(4)

    خلاصه از دوازدهم محرم سال 61 هجری که زینب به کوفه وارد شد، تا شانزدهم همان ماه که کوفه را برای حرکت به «شام» ترک می‌گفت(5) حدود هشت روز در کوفه اقامت داشت و وقایع و حوادث فراوانی دید.

    6- از کوفه به شام
    مدت اقامت هشت روزه سفر زینب به کوفه که به خاطر سختی‌ها و تلخی‌های فراوان، بسیار دردناک و طاقت‌فرسا بود، و به اندازه ماه‌ها جلوه می‌کرد، سپری شد، و آن‌طور که از تاریخ به دست می‌آید، با پیمودن سیزده روز فاصله بین کوفه و شام، در روز اول ماه صفر سال 61 هجری، آن حضرت با کاروان اسیران خاندان پیغمبر، به شهر شام وارد شدند.(6)

     

    7- از شام به مدینه
    مسافرت هفتم حضرت زینب علیهاالسلام از شام به مدینه آغاز می‌گردد، و پس از یک توقف هشت روزه دردمندانه در مرکز حکومت «یزید بن معاویه»؛ آن حضرت به همراه امام زین‌العابدین علیه السلام و سایر بانوان و کودکان از آل پیامبر، خود می‌توانند تصمیم بگیرند که - از سفر کربلا و مراحل بعد از آن، که تا آن تاریخ جمعاً شش ماه و ده روز طول کشیده بود - به وطن خویش و مدینة الرسول مراجعت کنند. منتهی این سفر با سفرهای قبلی از کربلا تا کوفه تا شام، این تفاوت را دارد که به خاطر خطابه‌های قهرمانانه و افشاگری‌های شجاعانه زینب و سایر بازماندگان امام حسین علیه السلام دشمنان مست و خون آشام، به ذلت و زبونی افتاده‌اند، و در اثر آگاهی مردم و رسوایی خویش جا خورده‌اند، و به‌ همین دلیل به حسب ظاهر، ضرب‌ تازیانه و شلاق، و هجوم سرنیزه و خشونت مزدوران، جای خود را به احترام و مهربانی نسبت به بازماندگان کاروان داده است! همانطور که از سرهای بریده‌ای که همراه آنان حرکت داده می‌شد و آنان را زجر و اذیت می‌‌داد، اکنون در میان کاروان خبری نیست!

    داستان بازگشت اهل‌بیت پیامبر به مدینه و این مسافرت دردناک، داستان فوق‌العاده حزن‌آوری است. در اینجا فقط چند کلمه آن را از زبان «ام‌کلثوم» خواهر دیگر زینب کبری علیهاالسلام که به هنگام ورود به مدینه، با سوگ سوزناکی ناله سر می‌داد، بدین شرح بیان می‌کنیم:

    ای مدینه جدّ ما! ما را به خود راه مده، زیرا ما، با افسوس‌ها و غم و اندوه‌های فراوان به سوی تو بازگشت کرده‌ایم.

    آنگاه که تو را ترک می‌گفتیم، با همه اهل خانواده سفر کردیم، اما اکنون که برگشته‌ایم، دیگر از مردها و فرزندان در میان ما خبری نیست و آنان همگی به دیار شهادت رفته‌اند ... .(7)

     

    8- از مدینه به...؟
    از این که پس از بازگشت از سفر کربلا، زینب کبری چه مدتی در مدینه اقامت داشته است؟ اطلاع تاریخی دقیقی در دست نیست، اما آنچه از وضع ظاهر به دست می‌آید، این اقامت، مدت چند ماه بیشتر نبوده است، و حضرت زینب علیهاالسلام ناچار می‌شود وطن مألوف و شهر جدّ خویش را برای همیشه ترک بگوید، و به قول بعضی به خاطر قحطی و خشک‌سالی مدینه، در سرزمین شام که شوهرش عبدالله املاک و دارایی فراوانی داشت اقامت گزیند(8) یا همانطور که دیگران نوشته‌اند: وقتی ماندن زینب در مدینه، با گزارش «والی مدینه» و نظریه «یزید» خطرناک و آشوب آفرین تشخیص داده شد، قرار شد که آن بانوی بزرگ از مدینه تبعید گردد، و آنگاه خود برای اقامت اجباری «مصر» را انتخاب کرد، و در آن شهر اقامت گزید(9) تا سرانجام شمع وجودش به بستر خاموشی گرایید، و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    بدین‌سان مسافرت‌های هشت‌گانه زینب دختر قهرمان علی‌ علیه السلام که از سی و ششمین سال‌های زندگی او با راحتی و عزت شروع شده بود، و طی سال‌ها و سفرهای بعدی با رنج‌ها و مصائب کمرشکنی سپری گردیده بود، و باید گفت که حدود نصف عمر پر برکت وی در سفرهای شیرین و تلخ گذشته بود، سرانجام در سال 62 هجری، با جثه‌ای نحیف، آخرین مسافرت او همراه با سفر مرگ به پایان رسید. سلام همه وارستگان و پاکان جامعه انسانیت بدرقه او باد.

    چنانکه ممکن است بگوییم، در هشتمین سفر، زینب علیهاالسلام مدینه را ترک نگفته، بلکه برای همیشه در مدینه ماندگار شده، و در آخرین سفر، فقط در آغوش خاک مقدس قبرستان «بقیع» سفر آخرت را آغاز کرده است، و خدا بهتر می‌‌‌داند.

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- بانوی شجاع زینب کبری، ص 107.

    2- ارشاد مفید، ص 202.

    3- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 41.

    4- نهضة‌الحسین، ص 126.

    5- وسیلة الدارین فی انصار الحسین، ص 369.

    6- نفس‌المهموم، ص 239/ وسیله الدارین فی انصار‌ الحسین، ص 379.

    7- نفس‌المهموم، ص 275/ وسیله الدارین فی انصار الحسین، ص 409.

    8- بانوی شجاع زینب کبری، ص 112.

    9-  بطلة کربلا زینب بنت‌الزهرا، ص 153/ قهرمان کربلا زینب کبری، ص 145.

    منبع:

    کتاب زینب(س) قهرمان، دختر علی(ع)، احمد صادقی اردستانی، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • زینب؛ نایب امام حسین علیهماالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:58 صبح

    زینب؛ نایب امام حسین علیهماالسلام
    مقام والای وصایت و نیابت، از امتیازات و خصلت‌های ویژه حضرت زینب علیهاالسلام است، و در شعاع این مقام بلند معنوی و انسانی است که، دختر دانشمند امیرالمومنین علیه السلام عهده‌دار کم سابقه‌ترین ماموریت، برای یک زن در طول تاریخ گردیده است .

    منظور از مقام وصایت و نیابت زینب علیهاالسلام این است که، آن بزرگوار بر اساس شواهد تاریخی، در بعضی از مواقع عهده‌دار رسالت مقام امامت گردیده، و مسئولیت هدایت و راهنمایی و حتی بیان حلال و حرام را برای دیگران به عهده‌ داشته است.

    در این باره می‌خوانیم:

    «و کانت زینب علیهاالسلام الها نیابة خاصّه عن الحسین علیه السلام و کان النّاس یرجعون الیها فی الحلال و الحرام، حتی برء زین العابدین علیه السلام من مرضه!»(1)؛ زینب علیهاالسلام از جانب امام حسین علیه السلام نیابت خاص داشت، و مردم در احکام حلال و حرام به او مراجعه می‌کردند، تا امام زین العابدین علیه السلام از بیماری خود شفا یافت .

    «احمدبن ابراهیم» می‌گوید: در سال260 هجری، به خانه «حکیمه»  دختر امام جواد علیه السلام وارد شدم، و از پشت پرده با وی به گفتگوهای علمی و دینی پرداختم، در ضمن گفتگو این مسئله پیش آمد که: آیا می‌توان زن را وصیّ و نایب قرار داد؟

    امام حسین علیه السلام به حسب ظاهر، زینب علیهاالسلام را وصیّ و جانشین خود قرار داد، و احکام و علومی را هم که از زین العابدین علیه السلام صادر می‌گردید، به خاطر این که جان او از گزند دشمن محفوظ بماند، به زینب علیهاالسلام نسبت داده می‌شد!

    حکیمه گفت: این کار مانعی ندارد، زیرا امام حسین علیه السلام هم به حسب ظاهر، زینب علیهاالسلام را وصیّ و جانشین خود قرار داد، و احکام و علومی را هم که از زین العابدین علیه السلام صادر می‌گردید، به خاطر این که جان او از گزند دشمن محفوظ بماند، به زینب علیهاالسلام نسبت داده می‌شد!

    «و کان ما یخرج من علیّ بن الحسین علیه السلام من علم، ینسب الی زینب، ستراً عن علیّ بن الحسین علیه السلام.»(2)

    به هر حال، مقام و استعداد و دانایی زینب علیهاالسلام که وی را «عقیله بنی‌هاشم» نیز نامیده‌اند، از مقام و استعداد افراد عادی بسیار برتر است، وی مورد عنایت خاص خداوندی بوده، و توجه خاص امام معصوم او را در حدی قرار داده است که، ملاحظه می‌کنیم که در موضع‌گیری‌های بجا، در طوفان‌ها و بحران‌های فکری، و در کوران مصائب کمرشکن پس از شهادت حسین علیه السلام و عزیزان به‌ خون خفته‌اش، رسالت پاسداری و کاروان‌سالاری را، با کمال دقت و مهارت به‌ عهده می‌گیرد، و به نحو شایسته از عهده آن برمی‌آید، که در تاریخ کمتر نظیری برای آن می‌توان یافت.

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- العیون العبری، ص 5.

    2- سفینة‌البحار، ج 1، ص 558.

    منبع:

    کتاب زینب(س) قهرمان، دختر علی(ع)، احمد صادقی اردستانی، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • التماس دعای امام حسین به زینب کبری علیهماالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:56 صبح

    التماس دعای امام حسین به زینب کبری علیهماالسلام

    گر چه سراسر زندگی زینب کبری علیهاالسلام به خاطر هجرت و جهاد در راه خدا، و نیز برای همراهی و همگامی با پدر و مادر، و برادران در جهت انجام وظیفه و احیای معالم و معارف اسلام سپری گردیده است، و باید همه زندگی آن بانوی بزرگ را غرق در اطاعت و عبادت محسوب داشت، اما اضافه بر این، دخت والا گهر علی علیه السلام در عبادت به معنی خاص، یعنی نهایت خضوع و کرنش، و اظهار کوچکی و تعظیم  در برابر ذات مقدس پروردگار عالم، برترین مقام و امتیاز را داشته است.

    عبادت و شب‌ زنده‌داری زینب علیهاالسلام قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا علیه السلام هم از وی می‌خواهد:

    «یا اختاه، لاتنسنی فی نافلة الّلیل»؛ خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن.

     

    حضرت زینب علیهاالسلام می‌‌دانست که پیامبر اسلام، آنقدر شب‌ها به نماز و نیایش در پیشگاه خداوند می‌پرداخت که پاهای وی ورم می‌کرد، رنگ چهره‌اش تغییر می‌نمود، و خداوند به او وحی می‌کرد: ای پیامبر! ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که در اثر عبادت، خود را به رنج مشقت بیندازی!(1)

    زینب علیهاالسلام نمازهای مادر و نیز پدر را در شب‌ها، و گاهی در میدان‌های جنگ را سراغ داشت، نمازها و نیایش‌های فراوان امام مجتبی‌ علیه السلام را دیده بود، نمازها و مناجات‌های سید‌الشهدا را در شب عاشورا، صبح عاشورا و ظهر عاشورا در حال جنگ و هجوم دشمن مشاهده کرده بود و هر یک از این‌ها، برای او درس و الگوی عملی مهمی بود، و اعتقاد قلبی زینب علیهاالسلام در مرحله نخست، و اقتداء و متابعت آن بزرگوار از اجداد گرامی‌اش سبب شده بود که، - به نقل مورخین - مناجات و شب زند‌ه‌داری او در تمام عمر ادامه داشته، و حتی شب یازدهم محرّم با آن ‌همه مصائب و ضربه‌های روحی که از ناحیه شهادت برادران و عزیزان بر وجود وی وارد آمده بود، به بیان امام زین‌العابدین علیه السلام، زینب علیهاالسلام حتی نماز شب خود را هم ترک نگوید!(2)

    عمّه‌ام زینب علیهاالسلام در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌‌داد، و رنج‌های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دلداری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌کرد، حتی در بعضی از منزل‌گاه‌ها می‌دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به‌ صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند، وقتی با نگرانی علت آن را جویا شدم، وی گفت: سهمیه غذای خود را میان کودکان تقسیم کرده‌ام، و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن ندارم ...!

    امام زین العابدین علیه السلام که در سفر کربلا همسفر زینب علیهاالسلام بوده است، می‌فرماید:

    «انّ عمتی زینب علیهاالسلام کانت توّدی صلاتها، من قیام الفرائض والنوافل، عند مسیرنا من الکوفة الی الشام، و فی بعض المنازل، کانت تصلی من جلوس لشدّة الجوع و الضّعف...»(3)؛ عمّه‌ام زینب علیهاالسلام در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌‌داد، و رنج‌های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دلداری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌کرد، حتی در بعضی از منزل‌گاه‌ها می‌دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به‌ صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند، وقتی با نگرانی علت آن را جویا شدم، وی گفت: سهمیه غذای خود را میان کودکان تقسیم کرده‌ام، و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن ندارم ...!

    فاطمه، دختر امام حسین علیه السلام هم می‌گوید: در شب عاشورا، عمه‌ام پیوسته در محراب عبادت ایستاده بود، نماز و نیایش داشت، با خداوند راز و نیاز و مناجات می‌کرد، و پیوسته اشک از چشم‌های او سرازیر می‌شد!(4)

    عبادت و شب‌ زنده‌داری زینب علیهاالسلام قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا علیه السلام هم از وی می‌خواهد:

    «یا اختاه، لاتنسنی فی نافلة الّلیل»(5)؛ خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن.

    به راز و نیاز و به سوز و گداز                                 تو گویی که، زهرا بود در نماز

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- سوره طه، آیه 2.

    2- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 62.

    3- همان .

    4- بانوی شجاع زینب کبری، ص 38.

    5- اعلام النساء المومنات، ص 381.

    منبع:

    کتاب زینب(س) قهرمان، دختر علی(ع)، احمد صادقی اردستانی، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • زینب علیهاالسلام؛ حامی جان امام زمان
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:54 صبح

    زینب علیهاالسلام؛ حامی جان امام زمان

    در چهار مورد زینب علیهاالسلام - این پاسدار بزرگ میراث امامت - توانسته است از جان امام زین‌العابدین علیه السلام - تنها یادگار حسین بن علی علیه السلام - به عنوان امام چهارم و امام زمانش دفاع کند، و جان او را از تجاوز دشمن، و گرداب‌های سهمگین‌ حوادث محفوظ بدارد:

    1- در روز عاشورا، آنگاه که سیدالشهدا همه یاران و برادران خود را از دست داده بود، و به عنوان اتمام حجت و امتحان دشمن، درخواست یار و یاور می‌کرد. امام زین ‌العابدین علیه السلام فرزند بیمار امام حسین علیه‌السلام (قابل ذکر است که امام زین العابدین علیه السلام به صورت مقطعی و مثل همه انسان‌ها که بیمار می‌شوند؛ در ایام عاشورا به مصلحت خدای سبحان بیمار شدند و پس از مدتی هم سلامتی کامل خود را به دست آوردند) در حالی که نه جهاد بر او واجب بود، و نه توانایی حرکت و فعالیت داشت، با تن تب‌دار و افتان و خیزان، شمشیر برداشت و روانه میدان جنگ گردید، اما حضرت زینب با سرعت دنبال او حرکت کرد، تا او را از رسیدن به میدان باز دارد، و امام حسین علیه السلام هم فریاد زد: خواهرم! او را مهار کن و بازگردان! زیرا اگر او کشته شود، نسل پیامبر در روی زمین قطع می‌گردد!(1) و زینب علیهاالسلام بدین ترتیب جان امام زین‌العابدین را از قتل و کشته شدن حفظ کرد.

    2- بعد از ظهر عاشورا، آنگاه که دشمنان تبهکار، برای غارت اموال و دارایی بازمانده به خیمه‌های امام حسین علیه السلام هجوم بردند «شمر» خواست زین‌ العابدین علیه السلام را از پای در آورد، اما زینب علیهاالسلام جلو دوید و فریاد زد: تا من زنده هستم، نمی‌گذارم جان زین‌ العابدین علیه السلام در خطر افتد، اگر می‌خواهید او را بکشید، اول مرا به قتل برسانید! دشمن وقتی وضع را چنین دید، از کشتن زین‌ العابدین علیه السلام صرف‌نظر کرد.(2)

    وقتی که دشمن قصد جان امام سجاد علیه السلام را کرده بود، در برابر سماجت و شجاعت زینب علیهاالسلام به زانو در آمد، و در حالی که ریختن خون یک زن را حداقل برای خود ننگ و شرمساری می‌‌دانست، گفت: به راستی که پیوند خویشاوندی چه می‌کند! و چگونه زینب از خطر برای برادرزاده خود، منقلب و برآشفته می‌شود. و بالاخره از کشتن امام زمان زینب علیهاالسلام، به خاطر فداکاری وی خودداری نمود!

    3- امام زین ‌العابدین علیه السلام برای «قدامة بن زائده» که از دوستان اهل‌بیت است، شرح می‌‌دهد که وقتی در کربلا آن حادثه به سر ما آمد، و پدرم، برادرانم، عموهایم و تعدادی از خاندان و یاران ما شهید شدند، و زنان و دختران ما را برای اسارت به طرف کوفه بر شترها سوار کردند، ناگهان چشمم به آن بدن‌های غرقه به خون به خاک غلتیده افتاد؛ چنان منقلب و پریشان حال شدم که، نزدیک بود جان خود را از دست بدهم!


    اما عمّه‌‌ام زینب علیهاالسلام متوجه وضع من شد و گفت: ای یادگار جدّ، پدر، و برادرانم! چرا ببینم با جان خود بازی می‌کنی و نزدیک است جان خود را از دست بدهی...؟! نگران نباش، و ناله و شیون سر نده، اولاً به خدا سوگند تن دادن به این مصائب و مشکلات، چیزی است که رسول خدا، با جد و پدر و عموی تو پیمان و عهد آن را برقرار کرده است. ثانیاً، خداوند از جماعت ممتازی از امت که ستمگران آنان را نمی‌شناسند، و نزد فرشتگان آسمان‌ها مقام والایی دارند پیمان گرفته است که، این جسدهای قطعه قطعه را جمع‌آوری کنند و مدفون سازند، و بر قبرهای پدر تو و سایر شهیدان کربلا علامت‌هایی قرار دهند که، با مرور زمان هرگز محو و نابود نخواهد شد؟(3)

    حضرت زینب علیهاالسلام با همان نیروی مافوق بشری و درایت معنوی، با قوت قلب و اعتماد به نفس شکوهمندی، زین ‌العابدین را دلداری داد، و جان او را از خطر مرگ و هلاک شدن محفوظ داشت!

    4- زمانی که «عبیدالله زیاد» فرماندار کوفه، به امام زین ‌العابدین علیه السلام خشم گرفت و دستور داد، آن حضرت را به قتل برسانند، زینب علیهاالسلام در حالی که در دست مزدوران حکومت اموی اسیر بود، زین‌ العابدین علیه السلام را در آغوش گرفت، و با خشم و خروش کوبنده‌ای فریاد زد:

    «حسبک من دمائنا... والله لا افارقه، فان قتلته فاقتلنی معّه!»(4)

    ای پسر زیاد! خونریزی بس است، دست از کشتن خاندان ما بردار! نمی‌توانی ببینی که حتی یک ‌نفر از دودمان ما زنده باشد؟ به خدا هرگز زین ‌العابدین علیه السلام را رها نخواهم کرد، تا اگر می‌خواهی او را به قتل برسانی، خون مرا هم با خون او بریزی!

    در این ‌جا هم که دشمن قصد جان زین ‌العابدین علیه السلام را کرده بود، در برابر سماجت و شجاعت زینب علیهاالسلام به زانو در آمد، و در حالی که ریختن خون یک زن را حداقل برای خود ننگ و شرمساری می‌‌دانست، گفت: به راستی که پیوند خویشاوندی چه می‌کند! و چگونه زینب از خطر برای برادرزاده خود، منقلب و برآشفته می‌شود. و بالاخره از کشتن امام زمان زینب علیهاالسلام، به خاطر فداکاری وی خودداری نمود!

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 91/ بحارالانوار، ج 45، ص 46.

    2- نفس‌المهموم، ص 205/ ریاحین ‌الشریعه، ج 3، ص 107.

    3- بحارالانوار، ج 45، ص 180/ ریاحین الشریعه، ج 3، ص 126.

    4- بحارالانوار، ج 45، ص 117/ لهوف، ص 96/ ارشاد مفید، ص 244.

    منبع:

    کتاب زینب(س) قهرمان، دختر علی(ع)، احمد صادقی اردستانی، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • شباهت حضرت زینب به خدیجه کبری علیهماالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:53 صبح

    شباهت حضرت زینب به خدیجه کبری علیهماالسلام
    حضرت زینب علیهاالسلام در فضیلت و منقبت، به حضرت خدیجه تشبیه شده است. همان طور که فضایل جناب خدیجه کبری بر احدی پنهان نیست، چه یکی از آن‌ها این است که به اتفاق نظر شیعه و سنی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند:

    «انّ الله اختار من النّساء اربعة: مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمّد صلی‌ الله علیه و آله و سلم.»(1)

    و در جلالت آن بانوی مخدّره همین بس که وی را مقابل شمشیر جناب امیرالمومنین علیه‌السلام در خدمت به اسلام و اعلای کلمه مقدّسه توحید شمرده‌اند.(2) و بسیاری از مورّحین اهل تسنن گفته‌اند:

    «و کانت سیّدتنا خدیجة من اجمل نساء القریش و اعقلها، و کانت تسمّی بملیکة العرب و لعرف بسیّدة البطحاء»؛ خدیجه سید و سرور ما بود و عاقل‌ترین زن در بین زنان قریش بود . او با عنوان ملکه عرب نامیده شده بود و به سید و سرور بطحاء معروف بود.

    حضرت زینب علیهاالسلام از حیث صورت و هم از جهت سیرت به جدّه خود شباهت داشتند، حضرت خدیجه انیس و مونس پیغمبر بود، و نیز یار و غمخوار امام حسین علیه السلام بود.

    خصرت خدیجه مایه تسلّی حضرت نبوی، و ایشان مایه تسکین دردهای حسینی بوده، حضرت خدیجه برای استحکام دین از تمام اموال خود گذشت.(3) این مخدّره هم برای ابقای دین از تمام اموال خود حتّی از قناع (پوشش رویی) سر و گوشواره و اولاد خود صرف‌نظر نمود.

    حضرت خدیجه متکفّل خدمات پیغمبر بوده، این محترمه هم متحمّل خدمات برادر بوده است. حضرت خدیجه در جمیع شداید و گرفتاری‌ها شریک و سهیم بوده(4)، این معظّمه هم در جمیع مصایب و نوائب با برادرش شرکت ورزیده است .

    حضرت خدیجه پس از استماع هجوم کفّار بر حضرت رسول و مجروح نمودن بدن آن بزرگوار با سنگ، برای دادرسی پیغمبر، خود و امیرالمومنین با سفره نانی و  کوزه آبی به کوه حراء رفتند. این مظلومه هم برای دادرسی برادر چندین نوبت به طرف قتلگاه آمده، ولی چون آب و نان نداشته که همراه آورد گاهی به طرف تلّ زینبیّه می‌رفت و دست‌ها بالای سر گذاشته از کثرت همّ و غمّ؛ گاهی فریاد می‌کرد «وا غربتاه»، زمانی متوجه به ابن سعد می‌شد و می‌فرمود:

    «یابن سعد ایقتل ابو عبدالله و انت تنظر الیه»"(5)؛ ای پسر سعد! تو که از قریشی با ما رحمی نداری؟! زمانی از شمر مهلت می‌طلبید، گاه دیگر که از همه این وسایل مأیوس، می‌شد، جدّ خود را صدا می‌زد، چرا که رسم عرب بوده هر گاه در امری از همه وسایل منقطع می‌شدند متوجه به بزرگ طایفه خود شده و او را صدا می‌‌زنند.

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- روایاتی که این مضمون را می‌رساند در این منابع وجود دارد: الدرالمنثور در ذیل تفسیر آیه شریفه: (و اذ قالت الملائکة یا مریم ان‌ّ الله اصطفاک و طهّرک). تفسیر این جریر طبری، ج 3، ص 180، فضائل الخمسة، ج 3، ص 145.

    2- فاطمةالزهرا و ترفی عمد، ص 112.

    3- وفات الزهرا علیها‌السلام، مرحوم مقرم، ص 7/ تذکرة الخواص، 214.

    4- عقیلة الوحی، ص 20/ مثلهنّ الاعلی - خدیجة بنت خویلد، ص 98.

    5- بحارالانوار، ج 45، ص 55/ اعلام النساء فی عالمی العرب والاسلام، ج 2، ص 93.

    منبع:

    کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • علم و دانش زینب کبری علیهاالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:51 صبح

    علم و دانش زینب کبری علیهاالسلام

    بیان سخنان و خطبه‌های عالمانه و همراه با استدالال به آیات قرآن کریم، در کربلا، بازار کوفه، و مجلس عبیدالله زیاد، و دربار «یزید» از سوی زینب علیهاالسلام هر یک شاهد گویایی بر توانایی علمی و دانش آن بزرگوار است.

    اضافه بر این، زینب مقام بیان روایت و حدیث را، که از ویژگی‌های افراد آگاه و بلند مرتبه است، دارا بوده، و گواه دیگر مقام علمی اوست. می‌نویسند آن بانوی بزرگوار، راوی حدیث از مادر خود فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده و از «اسما بنت عمیس» حدیث روایت کرده است، چنانکه محمد بن عمرو، عطاء بن سایب، فاطمه بنت حسین علیهماالسلام، جابر بن عبدالله انصاری و عباد عامری هم، از زینب نقل حدیث کرده‌اند. (1)‌

    از جمله احادیثی هم که از حضرت زینب علیهاالسلام روایت شده، حدیث «ام‌ایمن» است که در باره مصائبی است که به اهل بیت علیهم السلام وارد خواهد شد.(2) داستان بیمار شدن امیرالمومنین، بیان ماجرای «فدک» برای عبدالله بن عباس، داستان نزول سفره آسمانی برای مادر خود فاطمه علیهاالسلام، حدیث حرام بودن صدقه بر اهل‌بیت علیهم السلام، سرگذشت ولادت امام حسین علیه‌السلام و داستان دعا و شب زنده‌داری فاطمه زهرا علیهاالسلام را نیز از احادیث روایت شده، از جانب زینب، می‌توان نام برد.(3)

    مجلس درس و تفسیر قرآن، گواه دیگری بر مقام علمی زینب علیهاالسلام است، در این باره تاریخ گواهی می‌دهد که: یک سال از مدت اقامت علی‌ علیه السلام و خاندانش در کوفه می‌گذشت که گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار کوفه، شوهران خود را به حضور علی‌ علیه السلام فرستادند و پیغام دادند: ما شنیده‌ایم، زینب نیز مانند مادر بزرگوار خود حضرت فاطمه علیهاالسلام، دارای قدرت علم و دانش فراوانی است، اگر اجازه دهید و موافقت کنید، برای بهره‌برداری از خرمن علم و دانش او، به حضور وی مشرف شویم، که امام و زینب علیهاالسلام با این درخواست موافقت کردند، و زن‌های کوفه در محفل درس و تفسیر قرآن زینب علیهاالسلام شرکت می‌جستند.(4)

    حضرت زین‌العابدین علیه السلام، امام زمان زینب علیهاالسلام به هنگامی که آن بانوی بزرگ، خطبه پرمحتوا و آتشینی را در «بازار کوفه» ایراد می‌نماید، در مورد تایید مقام علمی زینب علیهاالسلام می‌فرماید: 

    «انت بحمدالله، عالمة غیر معلّمة، و فهمّة غیر مفهّمّة؛ الحمدالله، تو دانشمند بدون معلم، و خردمند بدون استاد و آموزگار می‌باشی!

    غیر از این جهات، حضرت زین‌العابدین علیه السلام، امام زمان زینب علیهاالسلام به هنگامی که آن بانوی بزرگ، خطبه پرمحتوا و آتشینی را در «بازار کوفه» ایراد می‌نماید، در مورد تایید مقام علمی زینب علیهاالسلام می‌فرماید: 

    «انت بحمدالله، عالمة غیر معلّمة، و فهمّة غیر مفهّمّة (5)؛ الحمدالله، تو دانشمند بدون معلم، و خردمند بدون استاد و آموزگار می‌باشی!

    آری، زینب علیهاالسلام مانند افراد عادی، کلاس و مکتب اصطلاحی را ندیده، و از استاد و آموزگاری که افراد معمولی جامعه را به تعلیم و تربیت وا می‌دارند استفاده نکرده است، بلکه چند سال اوائل کودکی خود را در کنار «معلم بزرگ بشریت» حضرت محمد صلی الله علیه و آله و مادر دانشمند و بزرگوار خود می‌زیسته است و ده‌ها سال با پدر و برادران والامقام خود زندگی کرده و با قرآن و معارف دین، انس و الفت داشته است و در عین حال جنگ ها، درگیری‌ها و حوادث تلخ و شیرین زمان پدر و برادران خود را از نزدیک می‌نگریسته است، و به هر حال، تمام عمر خویش را در معاشرت و همراهی با بزرگترین دانشمندان جهان بشریت سپری نموده است، و فهم دانایی، علم و توانایی، و شیوه خطابه و سخنرانی را از آنان آموخته است.

    البته این علم و دانایی عرفی زینب علیهاالسلام است، اما آنطور که در سیره آن بزرگوار مطالعه می‌کنیم، وی با اسرار و پیشگویی از آینده هم ارتباط داشته است، و چنانکه خواهیم دید، می‌توانسته است برخی از حوادث آینده را هم پیش‌بینی کند!


    اما باید توجه داشت، این رشته از علوم یک نوع الهام و آگاهی فوق‌العاده است که، اولاً، اولیاء الهی و مومنین وارسته ظرفیت آگاهی و دانایی آن را دارند، و ثانیاً، چنین علمی در «کتاب و دفتر» و نزد هر گونه استاد و معلمی یافت نمی‌شود، بلکه این علم و دانایی فوق‌العاده، از عنایات و افاضات خاص خداوند است و نصیب بندگان خاص پروردگار می‌گردد!

    «فاضل دربندی» می‌نویسد: زینب علیهاالسلام آگاهی به وقایع و حوادث آینده را، از پدر بزرگوار خود فرا گرفته بود، همانطور که برخی از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله مانند: سلمان و ابوذر، و بعضی از یاران امام علی علیه السلام مثل: رشید هجری و میثم تمّار، به این‌گونه اسرار آگاه بودند!(6)

    راز دست یافتن به مقام والای علمی و اسرار و دانایی‌های حضرت زینب علیهاالسلام علاوه بر آموزش از پدر، امداد الهی است، و در جنبه مقام علمی زینب علیهاالسلام هم اضافه بر توانایی برای ایراد خطابه‌ها، نکته ظریف و اساسی، آگاهی او به تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های بجا، در مناسبت‌های لازم است، که خوب می‌‌داند کجا باید نرم سخن گفت، و در کجا باید بر آشفت و حماسه آفرید، در کجا باید گریه کرد و اشک ریخت؟ و چه وقتی باید عقل و منطق را به کار گرفت و دیگران را به اشک و گریه واداشت...!

    درباره راز رسیدن به این‌گونه مقام علمی، پیامبر اسلام فرموده است:

    «یا اباذر! ما زهّد عبد فی الدّنیا الّا اَنبَتَ الله الحکمّة فی قلبه، وانطقّ بها لسانه»(7) ؛ ای ابوذر! هر بنده‌ای در دنیا شیوه زهد پیشگی و پارسایی را پیش گیرد، خداوند جوانه درخت علم و حکمت را در قلب او می‌رویاند، و میوه آن را به صورت نطق و سخن، در زبان او به جریان می‌آورد.

    چه شخص زهد پیشه‌تر و پارساتر را نیرومندتر از زینب علیهاالسلام می‌توان سراغ داشت که، ده‌ها سال از عمر خود را، به ‌صورت هجرت‌ها و مبارزه‌ها و آوارگی‌ها در کنار پدر، مادر و برادران، با محرومیت از مزایای دنیا و زندگی سپری نموده، و برای ادای رسالت الهی خویش، تلخی و سختی همه نوع رنجی را بر خود هموار نموده است؟!

    راز دست یافتن به مقام والای علمی و اسرار و دانایی‌های حضرت زینب علیهاالسلام علاوه بر آموزش از پدر، امداد الهی است، و در جنبه مقام علمی زینب علیهاالسلام هم اضافه بر توانایی برای ایراد خطابه‌ها، نکته ظریف و اساسی، آگاهی او به تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های بجا، در مناسبت‌های لازم است، که خوب می‌‌داند کجا باید نرم سخن گفت، و در کجا باید بر آشفت و حماسه آفرید، در کجا باید گریه کرد و اشک ریخت؟ و چه وقتی باید عقل و منطق را به کار گرفت و دیگران را به اشک و گریه واداشت...!

    در این جا از باب این که " فضل آن است که دشمن آن را گواهی کند"؛ سخن دشمن اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ یزید را، آنگاه که در «مسجد جامع شام» از او می‌خواستند موافقت کند، امام زین‌العابدین علیه‌السلام در حالی که اسیر و بیمار بود، خطابه بخواند، و او زیربار نمی‌رفت. یزید، در پاسخ به اصرار جمعیت حاضر در «مسجد جامع» برای خطبه خواندن امام‌ سجاد علیه السلام، درباره وی و خاندان پیامبر گفته است:

    "انّ هولاء ورثوا العم و الفّصاحة، و ذقُّوا العلم ذقّاً "(8)؛ افراد این خاندان، علم و دانش، و فصاحت و سلیس زبانی را از اجداد خود به ارث برده، و اصولاً علم و دانش را همراه با شیر از سینه مادران خود مکیده‌اند!

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، ج 2، ص 92/ اعلام النساء المومنات، ص 380.

    2- کامل الزیارات، ص 262/ بحارالانوار، ج 45، ص 183.

    3- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 72.

    4- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 75.

    5- سفینة‌البحار، ج 1، ص 558.

    6- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 56.

    7- بحارالانوار، ج 74، ص 80.

    8- مقتل الحسین، ص 453/ نفس‌المهموم، ص 261.

    منبع:

    کتاب زینب(س) قهرمان، دختر علی(ع)، احمد صادقی اردستانی، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • اسرار نام "زینب" علیهاالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:50 صبح

    اسرار نام "زینب" علیهاالسلام
    زینب یا مأخوذ از «زَنِبَ» است از باب «فَرِحَ» یعنی فربه شد. و یا این که به اصل خود باشد به معنی درخت خوش بوی نیکو منظر،(1) و یا این ‌که "زین أب" بوده است، یعنی زینت پدر. که به اعتبار همین معنی، بعضی حضرت زینب علیهاالسلام را «زین ابیها» در مقابل «امّ ابیها» نام نهاده‌اند(2) و این تعبیر  خالی از وجه نیست. و حذف «الف» در ظاهر به واسطه تخفیف یا کثرت استعمال بوده، چنان چه حکمت واقعی آن همانا اتصال معنوی و اتحاد حقیقی ما بین پدر و دختر بوده است.

    برای دو معنی اوّل که به معنی "فربهی" و "درخت نیکو منظر" باشد نیز مناسبات عرفانی به نظر رسیده، چنانچه معنی "فربهی" اشاره به اجتماع کمالات در حضرت است. چرا که فربهی از امور اضافیه است و نسبت به اجناس و اصناف و اشخاص فرق می‌کند. پس فربهی حیوان به کثرت گوشت و پیه او است، و فربهی در اشجار کنایه از کثرت شاخ و برگ و میوه است، و فربهی در انسان اشاره است به وفور صفات حسنه و اوصاف پسندیده در او؛ زیرا که کمال حیوان به کثرت گوشت و پیه، و کمال درخت به زیادتی شاخ و برگ و میوه، و کمال انسان به اخلاق او است، و چون عقیله بنی‌هاشم دارای مجموعه صفات کمالیّه بوده، به این اسم شریف نامیده شد.

    نام حضرت زینب علیهاالسلام بنابر پنج حرف که زین أب باشد بدین معناست:

    «الف» اشاره به احمد؛ «نون» کنایه از حسن علیه‌السلام؛ «یا» اشاره به حسین علیه‌السلام؛ چون این مخدّره از کمالات هر یک از پنج تن آل عبا نصیبی برده، لذا خلّاق عالم، خواست مقامات و کمالات این مجلّله بر موجودات ظاهر و هویدا گردد که مردم به مقاماتش خبیر و به شئوناتش بصیر باشند؛ لذا خود اسمی برای او اختیار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند و به توسّلش تقرّب جویند و این منقبت را نمی‌توان کم شمرد؛ زیرا که این از خصایص خواصّ درگاه احدیّت است و هر کسی به این مقام محمود نرسد. و از جمله کسانی که به این خصوصیّت، مخصوص شده زینب کبری بوده است.

     

    و اما مناسبت درخت نیکو منظر به آن مکرّمه نیز واضح است، چنانچه در کنایات و استعارات عرب آمده است که هر شخص بزرگ بلکه هر چیز نفیس را به شجر تعبیر نمایند و تنظیر آورند، چنانچه فرمود:

    «انا و علیّ من شجرة واحدة.»(3)

    و در آیه شریفه هم می‌فرماید:

    «مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة.»(4)

    و چون آن حضرت، شخص بزرگ و فواید حاصله از او بسیار، که از آن جمله ابقای دین مبین و نگهداری ذراری و فرزندان سیّدالمرسلین و شفاعت گناهکاران است؛ لذا موسوم به «زینب» شد که به معنی درخت خوشبویِ نیکومنظر باشد.

    و بعضی گفته‌اند که زینب به معنی بلاکش باشد! چون معلوم بود که چه بلاها بیند و بسی مشقّت‌ها متحمل شود لذا موسوم به زینب شد.

    ولکن اجمال معانی ذکر شده همان زینت پدر بودن است چرا که دختری که دارای این همه کمالات باشد نه تنها زینت پدر بلکه زینت عالم است و روا است که به وجود همچون فرزندی، مباهات نماید و دیده عالم به چنین نفوس قدسیّه و انوار الهی روشن و منوّر است.

     زینب چهار یا پنج حرف است:

    «زا» اشاره است به مادرش زهرا، که بهره وافی از کمالات او به ارث برده است. «یا» کنایه از پدر بزرگوارش علی علیه‌السلام است .

    «نون» کنایه است از دو برادرش حسنین، چون قدر جامع بین آن دو بزرگوار نهایت مقامات است که مقام وصول باشد.

    «با» کنایه است از جد بزرگوارش «النبیّ الامّی العربی».

    اجمال معانی ذکر شده همان زینت پدر بودن است چرا که دختری که دارای این همه کمالات باشد نه تنها زینت پدر بلکه زینت عالم است و روا است که به وجود همچون فرزندی، مباهات نماید و دیده عالم به چنین نفوس قدسیّه و انوار الهی روشن و منوّر است.

    و بنابر پنج حرف که زین أب باشد؛

    «الف» اشاره به احمد؛ «نون» کنایه از حسن علیه‌السلام؛ «یا» اشاره به حسین علیه‌السلام؛ چون این مخدّره از کمالات هر یک از پنج تن آل عبا نصیبی برده، لذا خلّاق عالم، خواست مقامات و کمالات این مجلّله بر موجودات ظاهر و هویدا گردد که مردم به مقاماتش خبیر و به شئوناتش بصیر باشند؛ لذا خود اسمی برای او اختیار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند و به توسّلش تقرّب جویند و این منقبت را نمی‌توان کم شمرد؛ زیرا که این از خصایص خواصّ درگاه احدیّت است و هر کسی به این مقام محمود نرسد. و از جمله کسانی که به این خصوصیّت، مخصوص شده زینب کبری، بوده و در این خصوص روایتی وارد شده است که می‌فرماید:

    «در زمانی که حضرت زینب علیهاالسلام به دنیا آمدند؛ پیامبر اکرم در سفر بودند. پس از تولد حضرت صدّیقه طاهره به امیرالمومنین علیهما‌السلام پیغام فرستاد که چون پدرم در سفر است برای دخترت نام بگذار. آن حضرت فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر فرمای که به این زودی مراجعت خواهد نمود و هر نامی که صلاح داند می‌نهد. چون سه روز بگذشت رسول خدا مراجعت فرمود و به جهت آن که هر گاه از سفر مراجعت می‌کردند اول به خانه حضرت زهرا می‌رفتند؛ به سرای عصمت کبری در آمد.

    کمال حیوان به کثرت گوشت و پیه، و کمال درخت به زیادتی شاخ و برگ و میوه، و کمال انسان به اخلاق او است.

    حضرت علی علیه‌السلام خدمت آن حضرت عرض کرد یا رسول‌ الله! حق تعالی جلّ و علا دختری به دخترت عطا فرموده است برایش نامی تعیین کنید.

    فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من‌ هستند لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی می‌باشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول‌الله! خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این مولود را زینب بگذار، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ایم.

    پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید و بوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: وصیّت می‌کنم حاضرین و غایبین امّت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند. همانا وی به خدیجه کبری شبیه است.»(5)

    پی‌نوشت‌ها:
    1- لسان العرب، ج 6، ص 88.

    2- المناقب، ج 3، ص 357.

    3- کنوز الحقایق، ص 155/ کنزالعمال، ج 6، ص 154/ و مضمون آن در ذخائر العقبی، ص 16/ مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 160/ و ج 2، ص 241/ الدر المنثور در ذیل آیه شریفه (و فی الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب) الخ.

    4- در سوره ابراهیم آیه 24: (الم تر کیف ضرب‌الله مثلاً کلمة طیّبة کشجرة طیبة).

    5 - ناسخ التواریخ (حضرت زینب علیها‌السلام) ص 44.

    منبع:

    کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری، با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

  • واقعه هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام
    نویسنده: یاسی جمعه 87/2/20 ساعت 10:49 صبح

    واقعه هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام
    نقل شده است که حضرت زهرا علیهاالسلام از زمانی که حامل حضرت زینب علیهاالسلام شد روز به روز مهموم و مغموم بود تا زمانی که آن مخدّره متولد شد.

    از دیگر امتیازاتی که حضرت زینب علیهاالسلام در آن خصوصیّت با برادرش حضرت سیّدالشّهدا علیه‌السلام شریک بوده؛ گریه کردن پیغمبر بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکه‌اش بوده است.

    این خصوصیت در همه اولاد حضرت فاطمه علیها‌السلام یکسان بوده، چرا که بر اساس تحقیقات؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام پنج اولاد داشتند؛ حسنین علیهما‌السلام و حضرت زینب و امّ کلثوم(1) و محسن‌(2)‌  و ایشان به هر یک از اولاد خود که باردار می‌شدند؛ ایشان را از مصائب وارده به آن فرزند خبر می‌دادند که علقه و محبّت را فراموش می‌نمود!

    از دیگر امتیازاتی که حضرت زینب علیهاالسلام در آن خصوصیّت با برادرش حضرت سیّدالشّهدا علیه‌السلام شریک بوده؛ گریه کردن پیغمبر بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکه‌اش بوده است، چنان چه نقل شده:

    "چون زینب کبری علیهاالسلام دختر گرامی حضرت علی علیه السلام پای به دایره وجود و پهنه‌ی نمود بنهاد به حضرت رسول اکرم خبر دادند. آن بزرگوار با وقار به منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام تشریف آورده و فرمود دخترم، دخترت را که تازه متولد شده برای من بیاور. آن مخدره معظمه، قنداقه زینب را به محضر مبارک آورد. پیامبر اکرم کودک را مقابل صورت گرفت و با صدای بلند بگریست، چندان که اشک بر محاسن شریفش روان گشت. فاطمه علیهاالسلام عرض کرد ای پدر گرامی این گریه از چیست؟ حضرت فرمودند: دخترم! ای فاطمه بدان که بعد از تو و من این دختر دچار بلاهای بسیار می‌شود و مصیبت‌های گوناگون و بلاهای رنگارنگ به روی او چنگ در افکند. راوی می‌گوید: در این حال فاطمه علیهاالسلام سخت بگریست و از آن پس عرض کرد ای پدر ثواب آن کس که بر او و بر مصایب او بگرید چیست؟ رسول خدا فرمودند: ای پاره تن من و روشنی چشمانم هر کس که بر زینب و بر مصائب او بگرید ثواب گریستن او مانند اجر و ثواب کسی است که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند. و پس از آن نام او را زینب نهاد.(3)

    امتیاز دیگر حضرت در خبر دادن حضرت جبرئیل به مصائب آن مخدّره به پیغمبر اکرم است که در این مسئله با برادرش حضرت خامس آل‌‌ عبا‌ علیه‌السلام مشترک است.

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- علامه نمازی می‌نویسد: امّ کلثوم کنیه زینب وسطی است چون حضرت امیرالمومنین ‌علیه‌السلام سه دختر به نام زینب داشت یکی زینب کبری، یکی زینب وسطی مشهور به امّ کلثوم و مادر این دو فاطمه زهرا علیهالسلام و سوم زینب صغری که مادر او کنیزی بود.

    2- التتمة فی تواریخ الائمة، ص 57/ تواریخ النّبی والال، ص 115.

    3- طراز المذهب، ص 22 .

    منبع:

    کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری با دخل و تصرف


        نظرات دیگران ( )

       1   2   3      >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • دلنوشته های یک مستبصر
    کلیپ بسیار زیبایی از خواب مختار راجب به امام حسن
    ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ??? عنوان م
    السلام علیک یا ام المصائب یا زینب کبری سلام الله علیها
    ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی با بیش از 100 مطلب
    مجموعه مداحی ویژه محرم 88با بیش از 15000لینک مداحی از
    دانلود روضه ونوحه ودعا ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام
    ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام وشب های قدر
    ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ??? عنوان م
    مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه
    [عناوین آرشیوشده]